در تابستانی بارانی، کنار دریا دو غریبه در میان نگاه های کوتاه و حرف های ناتمام به هم نزدیک می شوند. در زمستان، در روستایی پوشیده از برف، یک نویسنده به مهمان خانه ای دورافتاده می رسد و با مردی ساکت آشنا می شود. همین ارتباط های گسسته کم کم آن ها را وارد مسیری مشترک می کند.

ترافیک نیم بها

دو فصل, دو غریبه