زنی در باران با موجودی عجیب روبه رو می شود که برای نشان دادن جذابیتش، یک چتر به او پیشنهاد می دهد. او که تحت تأثیر هوش و ذکاوت این موجود شبیه سگ قرار گرفته، تصمیم می گیرد آن را به خانه ببرد و این گونه داستان مشترک آن ها آغاز می شود.
-
فصل ۱ قسمت ۱
فوجی در حالی که در باران خیس می شود، با یک سگ رهاشده در خیابان روبه رو می شود و تصمیم می گیرد آن را به خانه ببرد.
-
فصل ۱ قسمت ۲
فوجی و سگ»او با همسایه اش «کی» و سگش کیناکو به پیاده روی می روند، و در همین حال، پدر فوجی، تاتسوو، ناگهان ظاهر می شود و جریان ماجرا را تغییر می دهد.
-
فصل ۱ قسمت ۳
دوست های مدرسه ای فوجی، رن و میمی، برای شرکت در مهمانی گیوزا به دیدار او می آیند و دور هم سرگرم جشن گرفتن و خوردن غذا می شوند.
-
فصل ۱ قسمت ۴
یو، فوجی، کی و والدین فوجی به جشنواره تابستانی می روند، اما در میانه ی شلوغی و هیجان، یو»ناگهان ناپدید می شود و ماجرا به لحظه ای پرتنش تبدیل می شود.
-
فصل ۱ قسمت ۵
فوجی در یک جلسه ویدیویی با مانگا نویس تاکاکو آراتا ملاقات می کند. سپس یو و فوجی در پیاده روی خود با مداکا و نوریکو آشنا می شوند و مسیر جدیدی در داستان شکل می گیرد.
-
فصل ۱ قسمت ۶
برادر دوقلوی فوجی، تِرو، و همسر باردارش واکو گربه شان را پیش فوجی می گذارند و برای مدتی خانه را ترک می کنند.
-
فصل ۱ قسمت ۷
فوجی با سردرگمی نویسندگی مواجه می شود و نمی تواند از آن بیرون بیاید؛ ذهنش قفل شده و الهام گریزان است.
-
فصل ۱ قسمت ۸
فوجی برای اولین بار صدای گریه «یو» را می شنود و این لحظه ی پرهیجان و احساس برانگیز، پیوندی تازه میان آن ها ایجاد می کند.
-
فصل ۱ قسمت ۹
فوجی نمی خواهد دیگران بدانند او نویسنده است و این راز شخصی، بخشی از هویت و دنیای خصوصی اش باقی می ماند.
-
فصل ۱ قسمت ۱۰
فوجی در مواجهه با سردرگمی نویسندگی، برای گرفتن حمایت و انگیزه به رن مراجعه می کند تا راهی برای عبور از بن بست پیدا کند.
-
فصل ۱ قسمت ۱۱
فوجی از میمی و رن کمک می گیرد تا خانه را برای بهار تمیز و مرتب کنند و در کنار هم لحظاتی صمیمانه و سرگرم کننده را تجربه می کنند.
-
فصل ۱ قسمت ۱۲
فوجی به دلایل علاقه اش به باران فکر می کند و در ذهنش لحظات آرامش بخش و زیبایی های خاص آن را مرور می کند.
درباره همراه تو و باران
زنی در باران با موجودی عجیب روبه رو می شود که برای نشان دادن جذابیتش، یک چتر به او پیشنهاد می دهد. او که تحت تأثیر هوش و ذکاوت این موجود شبیه سگ قرار گرفته، تصمیم می گیرد آن را به خانه ببرد و این گونه داستان مشترک آن ها آغاز می شود.

