پرش به محتوا
ورود
پوستر سرزمین های بی قانون

سریال

سرزمین های بی قانون

Kanunsuz Topraklar

  • IMDb ۵٫۵
  • ۲۰۲۱
  • ۳۲ قسمت
  • +۱۸
  • دوبله فارسی
  • زیرنویس فارسی
  • ترکیه

خلاصهٔ داستان

در سال 1939، فاجعه ای در معدن شهری کوچک رخ می دهد که 9 قربانی می گیرد و رئیس معدن مقصر آن است. داوود که پدرش را به خاطر این سهل انگاری از دست داده مجبور می شود زیر یوغ رئیس معدن برود اما از این فرصت برای به زیر کشیدن او استفاده می کند و هم زمان، به دختر او دل می بازد.

فصل‌ها و قسمت‌ها

فصل اول۳۲ قسمت

  1. قسمت ۱

    داوود به همراه پدر و خواهر و برادرهایش زندگی ساده ای را از طریق کار در معدن می گذراند. یک روز سانحه ای در معدن جان 9 تن را می گیرد که بی توجهی رئیس معدن به هشدارها مسبب آن است. داوود پدرش را در این اتفاق از دست می دهد و تصمیم می گیرد خودش عدالت را اجرا کند.

  2. قسمت ۲

    داوود به همراه پدر و خواهر و برادرهایش زندگی ساده ای را از طریق کار در معدن می گذراند. یک روز سانحه ای در معدن جان 9 تن را می گیرد که بی توجهی رئیس معدن به هشدارها مسبب آن است. داوود پدرش را در این اتفاق از دست می دهد و تصمیم می گیرد خودش عدالت را اجرا کند.

  3. قسمت ۳

    داوود زندگی ساده ای را با پدر و خواهر و برادرهایش می گذراند. پس از حادثه ای در معدن، داوود به رئیس معدن شلیک می کند و پس از آن به عمارت او می رود و پیشنهاد غیرمنتظره ای می شنود.

  4. قسمت ۴

    داوود زندگی ساده ای را با پدر و خواهر و برادرهایش می گذراند. پس از حادثه ای در معدن، داوود به رئیس معدن شلیک می کند و پس از آن به عمارت او می رود و پیشنهاد غیرمنتظره ای می شنود.

  5. قسمت ۵

    گولفم برای نجات دادن پدرش از دست چولاک با او تماس می گیرد. مالک بی از مرگ چولاک خیالش راحت می شود چون چولاک رازی را می دانست که افشای آن می توانست زندگی مالک را زیرورو کند. یاووز وقتی می فهمد پدرش می خواهد گولفم را به عقد علی گلیک دربیاورد، از طریق آسوده نقشه می کشد که علی گلیک را منصرف کند.

  6. قسمت ۶

    گولفم برای نجات دادن پدرش از دست چولاک با او تماس می گیرد. مالک بی از مرگ چولاک خیالش راحت می شود چون چولاک رازی را می دانست که افشای آن می توانست زندگی مالک را زیرورو کند. یاووز وقتی می فهمد پدرش می خواهد گولفم را به عقد علی گلیک دربیاورد، از طریق آسوده نقشه می کشد که علی گلیک را منصرف کند.

  7. قسمت ۷

    داوود به جرم همکاری با کاساپ اوقلو که سلاح های دولت را دزدیده قرار است اعدام شود؛ اما در لحظه آخر کسی که انتظارش را ندارد به کمکش می آید. همسران معدنچیان فوت شده قبول می کنند در معدن کار کنند. حالا گولفم باید به قولی که به پدرش داده عمل کند و با علی گلیک ازدواج کند.

  8. قسمت ۸

    داوود به جرم همکاری با کاساپ اوقلو که سلاح های دولت را دزدیده قرار است اعدام شود؛ اما در لحظه آخر کسی که انتظارش را ندارد به کمکش می آید. همسران معدنچیان فوت شده قبول می کنند در معدن کار کنند. حالا گولفم باید به قولی که به پدرش داده عمل کند و با علی گلیک ازدواج کند.

  9. قسمت ۹

    مالک بی که داوود را با دخترش گولفم دیده بود او را از شغلش در معدن اخراج می کند. داوود که با کسپ اوغلو درگیر شده بود به بن بست می رسد. او دیگر نمی تواند زغال سنگ مالک بی را بفروشد و پولش را بین کارگران توزیع کند. جلال برادرش را متهم به رفتار غیرمسئولانه و بدقولی می کند.

  10. قسمت ۱۰

    مالک بی که داوود را با دخترش گولفم دیده بود او را از شغلش در معدن اخراج می کند. داوود که با کسپ اوغلو درگیر شده بود به بن بست می رسد. او دیگر نمی تواند زغال سنگ مالک بی را بفروشد و پولش را بین کارگران توزیع کند. جلال برادرش را متهم به رفتار غیرمسئولانه و بدقولی می کند.

  11. قسمت ۱۱

    گولفم که نگران وضعیت پدرش پس از حمله قلبی است به عمارت بر می گردد. اما مالک بی نامه وداعی برای دخترانش نوشت و آن ها را ترک کرد. گولفم او را در آستانه اقدام به خودکشی بر مزار مادرش پیدا می کند و نجاتش می دهد. او باید تا زمانی که پدرش بهبود پیدا می کند در عمارت بماند و حواس علی گلیک را پرت کند.

  12. قسمت ۱۲

    گولفم که نگران وضعیت پدرش پس از حمله قلبی است به عمارت بر می گردد. اما مالک بی نامه وداعی برای دخترانش نوشت و آن ها را ترک کرد. گولفم او را در آستانه اقدام به خودکشی بر مزار مادرش پیدا می کند و نجاتش می دهد. او باید تا زمانی که پدرش بهبود پیدا می کند در عمارت بماند و حواس علی گلیک را پرت کند.

  13. قسمت ۱۳

    گلفم به خاطر تهدیدهای علی گلیک درمانده شده است. او با وجود قلب شکسته اش، داوود را ترک می کند و به افسردگی شدیدی دچار می شود. داوود که درد این جدایی را در قلب خود دفن کرده، اکنون مصمم است. ابتدا تفنگ های گمشده را به ارتش ترکیه تحویل خواهد داد و سپس به قیمت جانش از حقوق همکاران معدنچی خود دفاع خواهد کرد. در حالی که این وقایع در حال رخ دادن است، مالک نقشه ای را که برای نجات گلفم از دست علی گلیک طراحی کرده بود به اجرا می گذارد.

  14. قسمت ۱۴

    طوفانی بزرگ بین دو طرف در شرف وقوع است. داووت که تصمیماتش را یکی پس از دیگری عملی می کند و شهر را به تلاطم می اندازد، مدام با گلفم رو به رو می شود. هرچند که این دو عاشق از هم جدا شده اند، شعله عشقشان خاموش نمی شود... با وجود دشمنانی که بینشان می آیند و دسیسه های بی رحمانه سرنوشت، آنها نمی توانند از یکدیگر دست بکشند و نخواهند کشید.

  15. قسمت ۱۵

    مالک پاشازاده تسلیم ژاندارم ها شد. گولفم پیش داوود می رود تا به او بگوید چه اتفاقی افتاده اما با دیدن منظره پیش رویش غش می کند. علی گلیک سعی می کند از احساس شکست دردناکی که در میدن ماهالزی تجربه کرد راحت شود. گولفم مقابل او می ایستد و تمام نفرتش را نثار او می کند: «تو پسری هستی که حتی مادرش هم دوستش ندارد». این حرف و سیلی گولفم از گوش او پاک نمی شود.

  16. قسمت ۱۶

    مالک پاشازاده تسلیم ژاندارم ها شد. گولفم پیش داوود می رود تا به او بگوید چه اتفاقی افتاده اما با دیدن منظره پیش رویش غش می کند. علی گلیک سعی می کند از احساس شکست دردناکی که در میدن ماهالزی تجربه کرد راحت شود. گولفم مقابل او می ایستد و تمام نفرتش را نثار او می کند: «تو پسری هستی که حتی مادرش هم دوستش ندارد». این حرف و سیلی گولفم از گوش او پاک نمی شود.

  17. قسمت ۱۷

    داوود در لحظه آخر پیدایش می شود و برنامه های شراکت مالک پاشازاده و علی گلیک را بر هم می زند. مالک بی از آن جا فرار می کند. آن شب کلوپ خالی می شود و فقط دو عاشق باقی می مانند. گولفم یکی یکی حقایق را به داوود می گوید. دیگر هیچ مانعی بر سر راه آن ها نیست اما ...

  18. قسمت ۱۸

    داوود در لحظه آخر پیدایش می شود و برنامه های شراکت مالک پاشازاده و علی گلیک را بر هم می زند. مالک بی از آن جا فرار می کند. آن شب کلوپ خالی می شود و فقط دو عاشق باقی می مانند. گولفم یکی یکی حقایق را به داوود می گوید. دیگر هیچ مانعی بر سر راه آن ها نیست اما ...

  19. قسمت ۱۹

    مرتضی سعی می کند با چیزی که درباره قتل مالک بی می گوید، اهالی عمارت پاشازاده را سردرگم کند. اما گولفم آن قدر ساده نیست که باورش شود. او درباره مرگ پدرش به داوود مشکوک بود اما قلبش هیچ وقت آن را باور نکرد. بلافاصله پس از مرگ رفعت بی، حمله به مزرعه کسپ اوغلو تشدید می شود. آتش انتقام داوود آن چنان شعله ور شده که یک شب دربرابر علی گلیک می ایستد.

  20. قسمت ۲۰

    مرتضی سعی می کند با چیزی که درباره قتل مالک بی می گوید، اهالی عمارت پاشازاده را سردرگم کند. اما گولفم آن قدر ساده نیست که باورش شود. او درباره مرگ پدرش به داوود مشکوک بود اما قلبش هیچ وقت آن را باور نکرد. بلافاصله پس از مرگ رفعت بی، حمله به مزرعه کسپ اوغلو تشدید می شود. آتش انتقام داوود آن چنان شعله ور شده که یک شب دربرابر علی گلیک می ایستد.

  21. قسمت ۲۱

    انفجار در معدن شدیداً تمام زنگولداک را شوکه می کند. سربازان، معدنچیان و هرکس که ذره ای وجدان دارد سعی می کند داوود و گولفم را که زیر آوار رفته اند نجات دهد. یاووز که سعی دارد با ازدواج مخفیانه با بهیس به آرزوهای خبیث خود برسد، هر کاری می کند تا گولفم و داوود زنده از معدن بیرون نیایند.

  22. قسمت ۲۲

    انفجار در معدن شدیداً تمام زنگولداک را شوکه می کند. سربازان، معدنچیان و هرکس که ذره ای وجدان دارد سعی می کند داوود و گولفم را که زیر آوار رفته اند نجات دهد. یاووز که سعی دارد با ازدواج مخفیانه با بهیس به آرزوهای خبیث خود برسد، هر کاری می کند تا گولفم و داوود زنده از معدن بیرون نیایند.

  23. قسمت ۲۳

    گولفم مجبور است پیشنهاد شراکت بهار را قبول کند؛ اما وقتی می فهمد علی گلیک پشت این شراکت است به هم می ریزد. کاساپ اوقلو که در حال جان کندن در بیمارستان است، هنوز هم خطر بزرگی برای یاووز و آسوده محسوب می شود. آن ها سعی می کنند با نقشه او را از سر راه بردارند.

  24. قسمت ۲۴

    گولفم مجبور است پیشنهاد شراکت بهار را قبول کند؛ اما وقتی می فهمد علی گلیک پشت این شراکت است به هم می ریزد. کاساپ اوقلو که در حال جان کندن در بیمارستان است، هنوز هم خطر بزرگی برای یاووز و آسوده محسوب می شود. آن ها سعی می کنند با نقشه او را از سر راه بردارند.

  25. قسمت ۲۵

    یاووز تا مرگ فاصله ای ندارد. دیر یا زود داوود ماشه را می کشد. ستوان سزای سعی می کند او را منصرف کند، اما داوود مصر است. گولفم، بهیس و فکریه سعی دارند از سرنوشت داوود و یاووز باخبر شوند. سه خواهر به ایستگاه پلیس می روند و شوک بزرگ تری در کمین گولفم است.

  26. قسمت ۲۶

    یاووز تا مرگ فاصله ای ندارد. دیر یا زود داوود ماشه را می کشد. ستوان سزای سعی می کند او را منصرف کند، اما داوود مصر است. گولفم، بهیس و فکریه سعی دارند از سرنوشت داوود و یاووز باخبر شوند. سه خواهر به ایستگاه پلیس می روند و شوک بزرگ تری در کمین گولفم است.

  27. قسمت ۲۷

    ستوان سزای کشته شده، مردم زنگولداک به پا خاسته اند. خاکسپاری بزرگی برای ستوان سزای برگزار شده که سزاوار وطن پرستی چون اوست. داوود به هر قیمتی که شده قاتلان را پیدا خواهد کرد و انتقام سزای را که مانند برادرش بود خواهد گرفت.

  28. قسمت ۲۸

    ستوان سزای کشته شده، مردم زنگولداک به پا خاسته اند. خاکسپاری بزرگی برای ستوان سزای برگزار شده که سزاوار وطن پرستی چون اوست. داوود به هر قیمتی که شده قاتلان را پیدا خواهد کرد و انتقام سزای را که مانند برادرش بود خواهد گرفت.

  29. قسمت ۲۹

    داوود از ستوان سزای انتقام گرفت و موسیو فلابر و همدستانش را به زندان انداخت. مهوش، عمه آن ها، که یک شب ناگهان سروکله اش پیدا می شود، باعث خوشحالی گولفم، فکریه و بهیس می شود. اما مهوش رازها و نقشه های دیگری دارد. جلال و فکریه تصمیم به ازدواج گرفته اند اما در میانه این آشوب، این کار چندان راحت به نظر نمی رسد.

  30. قسمت ۳۰

    داوود از ستوان سزای انتقام گرفت و موسیو فلابر و همدستانش را به زندان انداخت. مهوش، عمه آن ها، که یک شب ناگهان سروکله اش پیدا می شود، باعث خوشحالی گولفم، فکریه و بهیس می شود. اما مهوش رازها و نقشه های دیگری دارد. جلال و فکریه تصمیم به ازدواج گرفته اند اما در میانه این آشوب، این کار چندان راحت به نظر نمی رسد.

  31. قسمت ۳۱

    گاهی طولانی ترین مسیر، فاصله بین دو نفر است. مسیر رسیدن به آنکارا که ایپک کوچک به خاطر بیماری اش آن را پیمود، عشق زخمی داوود و گولفم را التیام می بخشد. باوجود بازی های کثیف علی گلیک، فجایع، دعواها، زمین لرزه ها و طوفان ها، آن ها بالاخره تصمیم گرفتند ازدواج کنند.

  32. قسمت ۳۲

    گاهی طولانی ترین مسیر، فاصله بین دو نفر است. مسیر رسیدن به آنکارا که ایپک کوچک به خاطر بیماری اش آن را پیمود، عشق زخمی داوود و گولفم را التیام می بخشد. باوجود بازی های کثیف علی گلیک، فجایع، دعواها، زمین لرزه ها و طوفان ها، آن ها بالاخره تصمیم گرفتند ازدواج کنند.

عناوین مشابه